‏نمایش پست‌ها با برچسب کتاب بخونیم. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب کتاب بخونیم. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ بهمن ۱۱, یکشنبه

انگار گفته بودی لیلی.....

خیلی دلم میخواد درمورد نمایش "تنها سگ اولی می داند چرا پارس می کند مکبث" بنویسم ولی هنوز نوشته ام آماده نیست. آخه اینقدر برام جذاب بود که میخوام مفصل بنویسم، البته بعدا. امیدوارم اجرای عمومی هم داشته باشن چون واقعا ارزش دیدن داره این کار.
فصل اول کتاب "انگار گفته بودی لیلی" نوشته سپیده شاملو رو خوندم ولینکش رو اینجا میگذارم. شاید شنیدنش تشویقی باشه برای دوستان تا این کتاب رو بخونن. البته نقایصی داشت و آدم یه کم نا امید می شد که چرا با پیشینه ادبیات خوب ما نباید یه نویسنده فوق العاده و البته زنده داشته باشیم ولی در کل کار خوبیه.
لینک فصل اول کتاب

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۳, چهارشنبه

دنیا پر از فیلمهای ندیده و کتابهای نخوانده است



وقتی چند وقت نمینویسم ، خیلی پرحرف میشم. پس برای اینکه قاطی نکنم با شماره مینویسم:
1- چقدر نمایشنامه خونی لذت بخشه. پنج سال پیش وقتی مجموعه فیلمنامه های صدسال فیلم رو خریدیم (44 تاشو) احساسی شبیه الان بود. ولی نمایشنامه یه چیز دیگه اس. با یه کم دستکاری میشه مثل یه کار رادیویی باهاش تمرین کرد. کتاب "نگارش نمایشنامه رادیویی" از انتشارات سروش کمک بزرگی برای این کاره.
2- کتابخون شدن من نمونه کامل ضرب المثل "ادب از که آموختی از بی ادبان" است. چرا؟! چون مامان من از کتاب خوندن اصلا خوشش نمیومد. ناگفته نماند که ایشون معلم بودن. به هرحال یادمه مجله های کیهان بچه ها رو قایمکی زیر تختم میخوندم. آره توی نور کم. رابهمین عینکیم دیگه!!! به هرحال حالا دارم یاد میگیرم چطور کتاب بخونم و جالبه که وقتی تصمیم میگیرم در زمینه ای کتاب پیدا کنم معمولا کتاب مناسب خودش میاد سراغم. نخندین ، جدی میگم.
3- از اونجایی که من عاشق صدای مرحوم "ژاله کاظمی" دوبلور خوش صدای ایران هستم و از بچگی به خوش شانسی معروف ، هی فیلمهایی پیدا میکنم که ایشون دوبله کردن و جالبه که هربار فکر میکنم تمام فیلمایی که توشون حرف زده رو دارم و دوباره یکی دیگه پیدا میشه. دیشب فیلم "Funnuy Lady " با صدای ابوالحسن تهامی نژاد ، ژاله کاظمی ، جلال مقامی و فکر کنم کاووس دوستدار. فیلم قشنگی بود.
4- اگه فیلم Sin City رو دیده باشین ، احتمالا از فیلم Spirit هم خوشتون میاد. امروز عصر دیدمش. همه اش تو فکر این بودم که اگه دوبله بشه کی جای کی حرف میزنه و دلم خواست و فکر کنم صدام میخوره خودم جای "اوا مندس" حرف بزنم. به نظرم مشکل سانسوری هم نداره کاش میشد دوبله بشه.
5- وقتی داشتم نمایشنامه مرگ فروشنده نوشته آرتور میلر رو میخوندم ، فکر میکردم کاش شخصیت اول به جای مرد ، زن بود تا بشه به راحتی باهاش تمرین کرد. آخه شخصیت روانپریشیه و تمرین باهاش به نظرم کمک بزرگی به بازی آدم میکنه.

بهتره دیگه برم به زندگیم برسم. کلی ظرف توی آشپزخونه دارم که هی صدام میزنن. اومدم بابا ! اومدم!!!

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۱, دوشنبه

اصول رفتار انسانی

دانشجو که بودم یکی از استادامون خیلی به روابط آدمها با همدیگه اهمیت می داد و معیارش برای شناخت آدمها همین بود و می گفت مثلا فلانی روابط انسانیش خوبه یا بده. امروز کتابی خریدم به اسم "تربیت مثبت" نوشته "دکتر گلن لتهام" ترجمه "مهدی قراچه داغی". کتاب فوق العاده ایه نه فقط برای تربیت بچه بلکه برای تربیت خود آدم و بادیدن جمله ای یاد استادم افتادم و روابط انسانی. " اگر چهار اصل رفتار انسانی به درستی درک شوند و مورد استفاده قرار بگیرند می توانیم با دقت رفتارهای مثبت را در محیط خود پیش بینی کنیم." حالا می دونین این چهار اصل چیه ؟ آها !!!
1- رفتار با توجه به پیامدهایی که به دنبال می آورد، تقویت یا تضعیف می شود.
2- رفتار به پیامدهای مثبت بهتر جواب می دهد.
3- نتایج رفتار مجازات یا تقویت شده را آینده مشخص می سازد.
4- رفتار تا حدود زیادی محصول شرایط محیطی است. ( محیط را اصلاح کنید تا رفتار اصلاح شود)
دیدین روابط انسانها و رفتارهای اونها خیلی با ریاضی تفاوتی نداره البته با یه چاشنی هنری که اونم خلاقیته.

این روزا هی دارم کتاب میخونم و سریالهای علمی تخیلی میبینم و دلتنگ دوستانی هستم که مدتهاست ندیدمشون.

۱۳۸۸ فروردین ۱۲, چهارشنبه

تعطیلات خود را چگونه گذراندید؟

چهار روزی میشه از سفر برگشتم ولی نمی دونم چرا هی میخواستم ننویسم تا یه چیزی بنویسم که کارستون باشه. اما نشد که نشد پس مثل همیشه بی ربط می نویسم و چه روشی برای بی ربط نویسی بهتر از عدد و رقم؟!
1- ما امسال در یک اقدام انقلابی تصمیم گرفتیم هرجا بریم الا اصفهان و بندرعباس و البته شیراز که توی مسیره و رفتیم تبریز و ارومیه و کندوان و نزدیک بود از مرز هم رد بشیم و یه سری هم به بلاد فرنگ (ترکیه) بزنیم که برف و بارون لب مرز ما رو پشیمون کرد. جای همه دوستان خالی خیلی سرد بود و ما که امسال زمستون سراغمون نیومده بود ، خودمون رفتیم سراغش.
2- گفتم تصمیم داشتیم اصفهان نریم اما مامان بنده به ترفندی ما رو کشوند اصفهان. ، اون هم چه ترفندی. از روز اول عید هی تماس گرفتن ایشون و گفتن گوشی رو بده به بارمان و هی پسر بنده را هوایی کردند تا جایی که به محض رسیدن به تهران راهی اصفهان شدیم و دو روزی هم اونجا بودیم و البته فیض خود را هم بردیم یعنی یه روزشو رفتیم شهرکرد و برگشتیم و روز دیگه رو با همسر گرامی تشریف بردیم سینما فیلم وقتی همه خوابیم .
3- گفتم میخوام بی ربط بنویسم ولی دلم میخواست ترتیب زمانی داشته باشه که نمیشه. شب چهارشنبه سوری 87 کارتون کونگ فو پاندای 2 از شبکه 2 پخش شد که من نقش یه ببر رو گفته بودم. همون که به لک لکه میگه برو امتحان زورآزمایی بده. راستش خودم هم خونه نبودم که ببنیم ولی خانواده دیدن و اطلاع دادن. اگه دوباره گذاشت می بینم ایشالا.
4- راستی توی تعطیلات سرانه کتابخونیم هم بالا رفت. نمایشنامه افتادگان (ساموئل بکت) و مهمان ناخوانده (اریک امانوئل اشمیت) رو خوندم. دومی رو خیلی دوست داشتم. کتاب بازیگری ، شش درس نخست نوشته ریچارد بوسلاوسکی رو هم برای بار دوم خوندم که بهتر بفهممش. کتاب فوق العاده ایه . به دوستانی که به بازیگری علاقمندند توصیه اش می کنم. الان هم درحال خوندن کتاب نگارش نمایش رادیویی هستم.
5- و آخرین خبر این که امروز اولین پول رو از راه صدا دریافت کردم و در پوست خود نمی گنجم. مال دوبله نبودا . برای یه نریشن بود. وقتی پولو بلا فاصله بعد از کارم بهم دادن ته دلم قنج می رفت ولی مثل یه آدم این کاره سعی کردم چهره ام چیزی رو نشون نده. مثل اینکه شنبه از شبکه 3 پخش میشه.


پ.ن. یه مطلب ترجمه کردم از وبلاگ بوردول ( یکی از نویسنده های معروف کتابهای سینمایی) که سری بعد می نویسمش.

۱۳۸۷ دی ۱۶, دوشنبه

بازیگری در دوبله

تقریبا هشت ماه پیش بود که آقای عزیزی وقتی تمرینمو دیدن , گفتن که مونوتن میگم یعنی لحنم فاقد بازیه. راه حلش به قول خیلیا زیاد فیلم دیدنه اما برای من که هفته ای هفت تا فیلم میبینم و این اتفاق سالهاست که میفته , نمیتونست تنها راه حل باشه. کلی فکر کردم , کلی مقاله راجع به گویندگی خوندم و درنهایت همه چی به شخصیت خشک من برمیگشت و شروع کردم به تغییر. اتفاق تدریجی میفته اما نتیجه اش محسوسه. چند وقت پیش وقتی دیالوگ گفتن یه نفرو که تازه شش ماهه گویندگی میکنه , دیدم فهمیدم باز ینداشتن یعنی چی . چیزی که اون موقع خیلی نفهمیده بودم.
یکی از کتابایی که برای فهمیدن بازی خوندم "شعبده بازیگری" نوشته رضا کیانیان بود. مجموعه مقالاتی است درمورد بازیگری و جالبه که خیلی به درد دوبله هم میخوره. یکی از نکات خوبش چطور قرار گرفتن در موقعیت نقش بود. همیشه شنیده بودم که باید توی حافظه ات دنبال موقعیت مشابهی بگردی اما مثال ملموسی ندیده بودم. مثال کیانیان برای کسی که میخواسته نقش یه زن مطلقه رو بازی کنه درحالی که بازیگر نقش هنوز حتی ازدواج هم نکرده بود اینه که حتما توی زندگیت دوست خوبی داشتی و حتما روزی به دلیلی باهاش دعوا و قهر کردی این همونه. شاید باورتون نشه اما همین مثال کمک بزرگی به من کرد.
****************
یه نفر توی کامنتها خواسته بود کارایی که تا حالا گفته ام رو بنویسم. لازم به ذکر است که من تازه اول راهم اما چندتا نقش کوچولویی که گفتم و دوستشون دارم رو مینویسم :
1- انیمیشن ده فرمان نقش* یه زن غرغرو که به موسی معترضه
2- انیمیشن گردنبند جادویی نقش یه پرستار
3- انیمیشن کیمیاگر تمام فلزی به نقش گراسیلیا
4- انیمیشن ماریوی قهرمان به نقش یه شیطونک ( با تیپ پسر)
5- انیمیشن کایو به نقش یه مادر توی یکی از قسمتهاش
6- انیمیشن سوپرمن به نقش زن بدجنس
7- انیمیشن کونگ فو پاندای 2 به نقش خانم ببر
8- انیمیشن شهر شب به نقش یه آرایشگر
9- انیمیشن رزیدنت اویل به نقش یه مهماندار و یه گزارشگر
10-انیمیشن بازگشت هارو به نقش گربه ندیمه
11-انیمیشن دکتر استرنج به نقش دختر مو آبی توی گروه نامرئی ها
و چندتا کار دیگه که نمیتونم بگم....

* این که نوشتم نقش فکر نکنین خیلی طولانیه بعضیاش فقط توی یه سکانسه و بعضیا توی چهار , پنج تا. توی دوبله هرچیزی که اسم داشته باشه نقشه.

آمار بازدید کنندگان