‏نمایش پست‌ها با برچسب فیلم ببینیم. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب فیلم ببینیم. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ اردیبهشت ۶, دوشنبه

جولیا



فیلم جولیا ، یه فیام جاده ایه و به قاعده فیلم های جاده ای می دونیم که شخصیت اول فیلم قراره در طول فیلم تغییر کنه. ممکنه به نظر برسه دونستن این موضوع از جذابیت فیلم کم می کنه و نمیشه دنبالش کرد ، به خصوص که داستانش همون داستان تکراری بچه دزدیه. اما شخصیت پردازی نقش اول فیلم با بازی فوق العاده تیلدا سوئینتن ، جذابیت لازم رو برای فیلم ایجاد میکنه. اونقدر که فراموش میکنین الگوی فیلم همون الگوی تکراری فیلمهای جاده ایه و از تغییرات جولیا متعجب میشین. فیلم به طرز بدی رئاله و اگه مثل من غرق بشین یه جاهایی میسوزین.
زن نقش اول فیلم یعنی جولیا ، زنی است الکلی ، لاقید ، بی توجه به زندگی و یه جورایی افسرده. رفتارهای به دلیل عدم تعادل ذهنیش غیر قابل پیش بینی یه. اگه فیلم های هیچکاک به دلیل کات های به موقع ، داستان های مرموز و موسیقی به جا غیر قابل پیش بینی هستن ، فیلم جولیا تمام این وظایف رو به دوش جولیا گذاشته. دیدن این فیلم رو به دوستانم توصیه می کنم.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۳, چهارشنبه

دنیا پر از فیلمهای ندیده و کتابهای نخوانده است



وقتی چند وقت نمینویسم ، خیلی پرحرف میشم. پس برای اینکه قاطی نکنم با شماره مینویسم:
1- چقدر نمایشنامه خونی لذت بخشه. پنج سال پیش وقتی مجموعه فیلمنامه های صدسال فیلم رو خریدیم (44 تاشو) احساسی شبیه الان بود. ولی نمایشنامه یه چیز دیگه اس. با یه کم دستکاری میشه مثل یه کار رادیویی باهاش تمرین کرد. کتاب "نگارش نمایشنامه رادیویی" از انتشارات سروش کمک بزرگی برای این کاره.
2- کتابخون شدن من نمونه کامل ضرب المثل "ادب از که آموختی از بی ادبان" است. چرا؟! چون مامان من از کتاب خوندن اصلا خوشش نمیومد. ناگفته نماند که ایشون معلم بودن. به هرحال یادمه مجله های کیهان بچه ها رو قایمکی زیر تختم میخوندم. آره توی نور کم. رابهمین عینکیم دیگه!!! به هرحال حالا دارم یاد میگیرم چطور کتاب بخونم و جالبه که وقتی تصمیم میگیرم در زمینه ای کتاب پیدا کنم معمولا کتاب مناسب خودش میاد سراغم. نخندین ، جدی میگم.
3- از اونجایی که من عاشق صدای مرحوم "ژاله کاظمی" دوبلور خوش صدای ایران هستم و از بچگی به خوش شانسی معروف ، هی فیلمهایی پیدا میکنم که ایشون دوبله کردن و جالبه که هربار فکر میکنم تمام فیلمایی که توشون حرف زده رو دارم و دوباره یکی دیگه پیدا میشه. دیشب فیلم "Funnuy Lady " با صدای ابوالحسن تهامی نژاد ، ژاله کاظمی ، جلال مقامی و فکر کنم کاووس دوستدار. فیلم قشنگی بود.
4- اگه فیلم Sin City رو دیده باشین ، احتمالا از فیلم Spirit هم خوشتون میاد. امروز عصر دیدمش. همه اش تو فکر این بودم که اگه دوبله بشه کی جای کی حرف میزنه و دلم خواست و فکر کنم صدام میخوره خودم جای "اوا مندس" حرف بزنم. به نظرم مشکل سانسوری هم نداره کاش میشد دوبله بشه.
5- وقتی داشتم نمایشنامه مرگ فروشنده نوشته آرتور میلر رو میخوندم ، فکر میکردم کاش شخصیت اول به جای مرد ، زن بود تا بشه به راحتی باهاش تمرین کرد. آخه شخصیت روانپریشیه و تمرین باهاش به نظرم کمک بزرگی به بازی آدم میکنه.

بهتره دیگه برم به زندگیم برسم. کلی ظرف توی آشپزخونه دارم که هی صدام میزنن. اومدم بابا ! اومدم!!!

۱۳۸۸ فروردین ۱۶, یکشنبه

درباره الی


چند شب پیش در ترجمه مقاله ای راجع به درباره الی به همسرم کمک کردم (فقط ویرایش کردم) و قرار بود بگذارمش توی وبلاگم ولی اینقدر دیر کردم که ترجمه بهتری از اون دیشب در سایت سینما گذاشته شد. از اونجایی که ترجمه روونیه با ذکر منبع ، همون رو میذارم اینجا. اگه دوست دارین نظر منتقد سینما دیوید بوردول راجع به فیلم شیرین رو بخونید هم می تونین سری به وبلاگ حرفه ، معمار بزنید.


دیوید بوردول: «درباره الی» یک شاهکار است، که نمی‌شود نادیده‌اش گرفت/بهترین فیلم 2009 تا به حال/[a Masterpiece]
سینمای ما - ترجمه صوفیا نصرالهی:

حقیقتش را بخواهید این روزها حسابی فعال بوده ام و از همان هفته اول جشنواره فیلم آرت هم فیلم های زیادی دیدم و به آرشیوم اضافه کردم. حتی فیلم نگهبان را با آن همه سر و صدایی که به راه انداخته بود، دیدم. اما امروز به من اجازه بدهید درباره فیلمی صحبت کنم که هفته پیش در فیلم آرت دیدم. فیلمی که به شدت درگیرش شدم...
فیلمی که موقع نمایش در فیلم آرت به قدر کافی به آن اهمیت داده نشده بود، و از همه فیلم های دیگر لذت بخش تر و ارضاکننده تر بود. بهترین و محبوب ترین فیلمی که من امسال تا به این جا دیده ام، درباره الی است. فیلمی که اصغر فرهادی کارگردانی اش را برعهده داشته و برنده جایزه خرس نقره ای برلین هم شد. نمی توانم درباره آن خیلی صحبت کنم مگر این که خیلی حاشیه بروم و توضیح بدهم. مانند بسیاری از فیلم های ایرانی این فیلم هم به شدت بر پایه تعلیق استوار است. تعلیقی که گاهی برمبنای موقعیت است (برای این شخصیت چه اتفاقی خواهد افتاد؟) و گاهی هم تعلیق روانی است (این شخصیت ها چه چیزی را از یکدیگر مخفی می کنند؟). شروع فیلم به نوعی تحت تاثیر اریک رومر است و بعد به سمت چیزی تلخ تر و دردناک تر می رود. حتی کمی هم حال و هوای شومی دارد چیزی در مایه های آثار پاتریشیا های اسمیت.×
درست زمانی که دارید قصه را عمیقا و کاملا با همه وجودتان احساس می کنید و با آن همراه می شوید، فیلم به نرمی سوالات غیرمعمول اخلاقی را هم مطرح می کند. به غرور و شرف مردانه اشاره می کند، و به این که چه طور ممکن است یک خنده از سر بی فکری احساسات یک نفر را جریحه دار کند، تا جایی که باعث نگرانی مان شود که نکند ما مسئول سرنوشت محتوم دیگران باشیم. نمی توانم فیلم دیگری را به یاد بیاورم که انقدر عمیق به خطرات دروغ گفتن برای تخفیف غم و اندوه کسی پرداخته باشد. اما دیگر چیزی نمی گویم: هر چه قبل از دیدن این فیلم درباره اش کمتر بدانید، بهتر است. درباره الی شایستگی یک پخش جهانی فوری را دارد.

×[پاتریشیا های اسمیت، نویسنده مشهور داستان‌های جنایی؛ از جمله بیگانگان در ترن و معمای آقای ریپلی]


منبع : سینمای ما

۱۳۸۷ دی ۱۸, چهارشنبه

اندر برکات تعطیلی


- این روزا به برکت ایام عزاداری و میمنت نبود عنصری به نام ماهواره به یه آدم به شدت فرهنگی تبدیل شدم. درهمین چند روز فیلمهای بعضیا داغشو دوست دارن و آپارتمان ساخته بیلی وایلدر(البته دوبله شونو پیدا نکردم) , Cashback , Trust the Man , آخرین سال در مارین باد ساخته آلن رنه و سر آلفردو گارسیا را برایم بیاور ساخته سم پکین پا (دوبله) رو دیدم.
- و البته با همکاری آقای همسر عزیز کتابهای دوست داشتنی مون که سه سالی میشد رنگ کتابخونه به خودشون ندیده بودن و هرکدوم که لازم میشد توفیق اینو داشت تا از جعبه ها بیاد بیرون , رو به طور طبقه بندی شده ای چیدیم و حسابی از تماشاشون لذت بردیم.( به قول یکی از دوستان لااقل کتاب نمیخرید , ببینید) مخصوصا فیلمنامه های چاپ شده نشر نی که از شماره یک تا چهل وهفت رو یه روزگاری یکجا خریده و مطالعه کرده بودیم.حتی اونایی رو که فیلمش رو ندیده بودیم.
- و بازهم حضور پررنگ همسر در هل دادن بنده برای ادامه زبان فرانسه. ( بهتر نبود تیتر این تاپیک رو میزدم اندر مزایای ازدواج؟) از جمعه این هفته بعد از دوسال وقفه میخوام دوباره فرانسه بخونم. با همون متد Reflet و ازهمون درسی که دوسال پیش ول کرده بودم ؛ درس دوازده. واقعا شاهکاره که بعد از دوسال وقتی امتحان تعیین سطح دادم همون Level نشستم. البته راستشو بخواین یه جورایی گولشون زدم چون فقط گرامر میپرسن. آخه خداییش نا نداشتم از درس صفر شروع کنم.
- و درنهایت این که تعطیلات خوش بگذرد...

۱۳۸۷ دی ۱۵, یکشنبه

جولیا


فیلم جولیا ساخته فرد زینه مان در سال 1977 ساخته شده . البته نمیدونم در چه سالی دوبله شده ولی دوبله خوبی بود.

جین فوندا (لیلیان) : تاجی احمدی
ونسا ردگریو (جولیا) : ژاله کاظمی
جیسون رباردز (دشی همت) : ایرج ناظریان
لیزا پلیکان (نوجوانی جولیا) : مینو غزنوی

********************************

حتما براتون پیش اومده که یه کتابو چند بار بخونین و هربار مطلب جدیدی توش کشف کنین. من درمورد فیلم هم همینطورم. هیچوقت شنیدن داستان یه فیلم مانع از دیدن اون نمیشه بلکه بعضی وقتا مشتاق ترم هم میکنه. این یازده سالی که به طور جدی فیلم بین شده ام پیش اومده که بعضی فیلمای تاریخ سینما رو بارها دیدم. یه زمانی برای اینکه فیلمهای کارگردانهای مطرح تاریخ سینما رو دیده باشم , یه بار برای فیلمنامه هاشون , یه بار برای بازیهای بازیگراش و حالا هم برای دوبله شون.
فکر میکنم یکی از لذت بخش ترین لحظات زندگی فیلم دیدنه. اون موقعا این لحظات رو با دوستامون تقسیم میکردیم اما حالا از ما دورن. یادش به خیر....

۱۳۸۷ دی ۱۴, شنبه

سابرینا


فیلم زیبای سابرینا محصول 1954 به کارگردانی بیلی وایلدر است. داستان فیلم درمورد دختر شوفری است که عاشق پسر عیاش صاحب کار پدرش است و برای آنکه این فکر از سرش بپرد , پدرش او را برای یادگیری آشپزی به مدرسه ای در پاریس می فرستد. اما پس از بازگشت دختر نه تنها پسر را فراموش نکرده بلکه اکنون پسر نیز عاشق او شده و .... خوب خودتون برین فیلمو ببینین تا متوجه بشین چه اتفاقی میفته.
من این فیلمو دوبله دیدم اما چون در زمانهای بسیار بسیار قدیم دوبله شده هیچکدوم رو نشناختم اما این نکته برام جالب بود که با وجود خام بودن لحن دوبلورها و خیلی خاص نبودن صداشون حتی یه دونه آکسان غلط نمشنیدی و بازی کلام فوق العاده بود.

۱۳۸۷ دی ۱۳, جمعه

کلکسیونر



فیلم کلکسیونر ساخته ویلیام وایلر محصول سال 1965 است. دوبله بسیار خوب این فیلم به اندازه فیلمنامه خوب فیلم ترغیبم میکرد که چشم از تصویر برندارم. جالبه که درمورد دوبله این فیلم من جایی چیزی نخوندم و دوبلورهای فیلم رو با تردید معرفی میکنم. اگه دوبله قدیمی هملت رو دیده باشین یا دوبله یکشنبه ها هرگز رو و صدای کاووس دوستدار رو شنیده باشین , مثل من حدس میزنید که گوینده نقش ترنس استمپ باید کاووس دوستدار باشه با لحنی که الان آقای خسروشاهی برای تمامی نقشها استفاده میکنه. درحالی در کلکسیونر لحن گوینده عینا لحن بازیگر فیلم است. متاسفانه کاووس دوستدار در سن 28 ساله فوت کرده و الان نیست که ما بدونیم بالاخره این نقش رو ایشون گفتند یا آقای خسروشاهی. به جای سامانتا اگار هم فکر میکنم تاجی احمدی صحبت کرده که فوق العاده است. خوشبختانه قدیما فیلمهای خوب تاریخ سینما دوبله های خوبی هم داشتن و میشد بدون اینکه حواستون به فهمیدن دیالوگها تلف بشه , از تماشای فیلم لذت ببرین.

۱۳۸۷ آذر ۱۲, سه‌شنبه

گلهای آفتابگردان

کارگردان : ویتوریو دسیکا
بازیگران و دوبلورها :
سوفیا لورن ( ژاله کاظمی )
مارچلو ماستوریانی ( منوچهر اسماعیلی )
بقیه بازیگران اصلی نبودند اما صدای گویندگانی چون معصومه فرخنده مآل و خسرو خسروشاهی در نقش های کوتاه هم آموزنده است.
این فیلم نامزد اسکار در سال 1972 بوده است. بهتره ببینیدش.

۱۳۸۷ آذر ۲, شنبه

سه زن

امروز شنبه بود و سینماها نصف قیمت و من هم که .... !! خلاصه رفتم سینما فیلم سه زن را دیدم و خداییش پشیمونم. راستش میخواستم کنعان رو ببینم که سانسش به وقت خالی من نمی خورد پس این فیلم رو دیدم. فکر کنم اگه به جای نیکی کریمی همون هدیه تهرانی بازی میکرد کار بهتر از آب درمیومد. نیکی کریمی گند زده بود به بازیگری. البته کارگردانی و تدوین کار هم بی نقص نبود. جالبه در فیلم سه زن , سه مرد خوب بازی کردند. استاد بازیگری "رضا کیانیان" , بازیگری که با بازی در یک سریال تلوزیونی متوسط با بازی خوبش درخشید "بابک حمیدیان" و بازیگر تازه کشف شده " صابر ابر". پگاه آهنگرانی هم که خیلی بد بود . ناراحت شدم که چرا بازیگرای زن نمیتونن راحت بازی کنن. فکرشون رها نیست و ... داستان فیلمو نمیگم شاید خواستین برین و ببینینش اما توصیه میکنم شنبه یا سه شنبه که بلیت سینماها نیم بهاست تشریف ببرین.

۱۳۸۷ آبان ۲۹, چهارشنبه

Prime


من این فیلمو سه ماه پیش دیدم اما وقتی امروز داشتم باهاش تمرین میکردم دوباره متوجه بازی خوب اوما تورمن و مریل استرسپ شدم و حیفم اومد معرفیش نکنم. داستان فیلم درمورد زنی سی و هفت ساله است به نام رافی (اوما تورمن ) که بعد از ده سال زندگی مشترک از همسرش جدا شده و یه کم از آینده اش نگرانه و پیش روانشناس (مریل استریپ) میره. زمانی که رافی درسینما با پسر جوانی (برایان گرینبرگ) آشنا میشه و پسر شروع یک دوستی رو مطرح میکنه رافی در دوراهی میمونه اما روانشناسش توصیه میکنه بی توجه به تفاوت سنی سعی کنه بهش خوش بگذره غافل از اینکه پسری که رافی باهاش دوست شده کیه؟.... خودتون ببینید و از بازیهای خوب بازیگران لذت ببرید.

۱۳۸۷ آبان ۱۶, پنجشنبه

White Oleander



داستان این فیلم درمورد رابطه دختری است با مادر اقتدارطلبش که در تمام وجوه زندگی دختر حضور پررنگ دارد و این حضور حتی پس از به زندان افتادن مادر به جرم قتل دوست پسرش , همچنان ادامه دارد. در طول این فیلم دختر نوجوان به خانواده های مختلفی جهت سرپرستی سپرده میشه و هربار تغییراتی در رفتار و ظاهر اون اتفاق میفته که مطابق میل مادر نیست و در نهایت دختر مسر زندگی خودش رو انتخاب میکنه و از مادرش میخواد که او را رها کنه تا زندگی خودش را داشته باشه. روایت فیلم خطی است همراه با فلاش بکهایی به گذشته که این اتفاق در آغاز فیلم به دلیل مغشوش بودن ذهن نوجوان فیلم که نقش اصلی رو داره , بدیهی به نظر میرسه. دیدن این فیلمو به همه دوستام توصیه میکنم.

۱۳۸۷ آبان ۱۵, چهارشنبه

StarDust

چندوقته که خیلی فیلم دیدم و هربار خواستم درمورد اونها بنویسم نشد. الان نزدیک به سی تا فیلم هست که دوست دارم به دوستام معرفیشون کنم تا ببینن. شاید وقتی دیگر ...



خلاصه داستان : تریستین که از راز تولدش بی خبر است عاشق دختری شده که به او اعتنایی نداره و قراره یک هفته دیگه با مردی ازدواج کنه. شبی که دختر این خبر رو به تریستین میده ستاره ای از آسمان سقوط میکنه و تریستین به دختر قول میده که اون ستاره رو براش بیاره و در عوض دختر با اون ازدواج کنه و برای انجام این کار فقط یک هفته فرصت داره. اون باید از دیواری بگذره که هیچ انسانی اجازه عبور از اون رو نداره و اونطرف دیوار پر از طلسم و جادو است. او در این سفر مادرش و عشق واقعیش رو پیدا میکنه.

آمار بازدید کنندگان