فکر کنم دوهفته ای می شه که چیزی ننوشتم. این مدت کلی آنتی بیوتیک خوردم. اول فکر کردم (یعنی دکتر فکر کرد) آنژین شدم و یه سری آنتی بیوتیک و آمپول و این حرفها. بعدش دیدم گلو درده هنوز هست ، تازه فکم هم درد می کنه و وقتی رفتم دندونپزشکی فهمیدم یکی از دندونام نیاز به عصب کشی داره و قبلش باید دوباره یه سری آنتی بیوتیک بخورم. خلاصه داستان آنتی بیوتیک به همین جا که ختم نشد. بعد یه هفته نوبتم شد و رفتم برای عصب کشی که چشمتون روز بد نبینه ، شانس من اونروز مسابقه پرسپولیس و مقاومت سپاسی شیراز بود و روبروی صندلی دندونپزشکی یه تلویزیون فلت بزرگ از همینا که همش تبلیغ می کنن و آقای دندونپزشک در حالی که اون سوزنهای سایز مختلف رو در کانالهای دندون بنده می چرخوند ، فوتبالشم تماشا می کرد. خلاصه بعد از اتمام کار هم دستور دادند که دوباره آنتی بیوتیک بخورم. معده ام داغ کرده .
پ.ن : اشکتون دراومد؟!!
توی این مدت غیبت فیلم اختتامیه اسکار رو دیدم که برام جالب بود و جالبتر برام دیدن چهره اصلی بازیگر نقش جوکر توی شوالیه تاریکی بود که بعد از پایان این فیلم خودکشی می کنه.

