۱۳۸۷ شهریور ۱۷, یکشنبه

عشق من دوبله

چند روز پیش توی سریال کارتونی Superman نقش یکی از اعضای آدم بدا رو گفتم و به طرز عجیبی از گفتن نقش یه دختر بدجنس که فکر دیگرانو میخونه و باهاشون با طعنه حرف میزنه خوشحال شدم. امشب هم توی انیمیشن SuperMario تیپ یه پسر شر رو گفتم که یه کم توک زبونی حرف میزد. البته درهر دو مورد فهمیدم که خنده ام مشکل داره و درحال تمرینم. یه چیز دیگه رو هم فهمیدم و اون اینکه بازی با تیپ برام راحتتره. شاید وقتی با صدای خودم میگم درگیر صدام هستم که خوشگل بمونه یا خراب نشه. باید خیلی تمرین کنم.
به توصیه یکی از دوستام میخوام با اوما تورمن بازیگر فیلمهای بیل را بکش و پالپ فیکشن تمرین کنم البته با فیلمای جدیدش و امروز دوتا از فیلماشو دیدم : Vatel و Prime . تکه های اوما تورمن توی فیلم اول زیاد نبود ولی دومی چرا و از فردا میرم که روی فیلم دومی تمرین کنم. فیلمهای برفهای کلیمانجارو و کازینو رویال رو هم گرفته ام ولی هنوز کامل ندیدم.
جایی خوندم همونطوری که از زندگی ما آدما داستان نوشته میشه بعضی وقتا ما هم از روی داستانها زندگی میکنیم. به نظر من که عیبی نداره هیچ لذت بخش هم هست. ممکنه آدم بترسه در بعضی از موقعیتا قرار بگیره اما وقتی توی فیلم میبینی یا توی داستان میخونی جسارتشو پیدا میکنی و زندگی یعنی تجربه.

۱۳۸۷ شهریور ۱۶, شنبه

ناتالیا گینزبورگ

چند وقت پیش رفته بودم اصفهان و یه کتابفروشی پیدا کردم که کلی از کتابهای ناتالیا گینزبورگ اون هم چاپ قدیمی رو داشت. کلی حال کردم چون قیمت کتابها هم قدیمی بود و من چهارتا خریدم. "چنین گذشت برمن" یه داستان کوتاهه که من تا حالا سه جلد ازش خریدم و هربار به کسی دادم و دیگه نگرفتم. سه ساله دارم به فیلمنامه ای فکر می کنم که از این داستان اقتباس شده باشه و اخیرا هم یه چیزایی نوشته ام. "میکله عزیز" داستانی به شیوه نامه نگاری آدما به همدیگه با محوریت شخصی به نام میکله که تا آخر داستان هم به خوبی شناخته نمیشه. "فضیلت های ناچیز" که مجموعه داستان کوتاهه و من خیلی خوشم نیومد و نتونستم همشو بخونم که بتونم بهتر قضاوت کنم. "شوهر من" مجموعه داستان کوتاه که خیلی دوست داشتم. تمامی داستانهای این مجموعه درمورد عشق است و سرنوشت زن درموقعیتهای متفاوت. نشرنی چاپش کرده و قدیمی هم نیست. درانتظار دیدن فیلمهای "برفهای کلیمانجارو" و "کازینو رویال" هستم. سفارش دادم و احتمالا امشب دستم میرسه. اولی با صدای دوست داشتنی مرحوم ژاله کاظمی و دومی مینو غزنوی.

۱۳۸۷ شهریور ۱۵, جمعه

Lost

خیلی آدم تنبلی نیستم ولی چون تازه وارد فضای وبلاگی شدم هی تنبلیم میشه. این چند وقت هم سخت مشغول تماشای سریال زیبا و جذاب Lost بودم. واقعا عالی بود و به تمام دوستایی که عشق فیلمن توصیه اش میکنم. داستان سریال ماجرای سقوط یه هواپیما در جزیره ای بی نام و نشان است با آدمهایی که هرکدوم گذشته ای داشته و این فلاش بکها به شیوه استاد تعلیق هیچکاک به بیننده به صورت قطره ای به بیننده نمایش داده میشه و شما مثل زندگی معمولی که ممکنه درمورد آدما قضاوتهایی داشته باشین و بعد از دونستن بعضی چیزا نظرتون عوض شه با اونا برخورد میکنین. دراین مدت فیلم دوبله قدیمی "کنتس پابرهنه" رو هم مجددا دیدم. خانم فهیمه راستکار خیلی خوب گفته بودن . همینطور فیلمهای "شکوه علفزار" و "هفت عروس برای هفت برادر" به گویندگی مرحوم تاجی احمدی. وقتی به گویندگی فکر می کنم زبان مادریم فارسی رو بیش از هرچیزی دوست دارم. اگه یه روزی نتونم به این زبون حرف بزنم چیکار کنم؟

۱۳۸۷ خرداد ۱۹, یکشنبه

نگاه زنانه در فیلم

این روزها چندتا فیلم دیدم که نگاهی کاملا زنانه به مسایلی نظیر خانواده , قتل , جنگ و تجاوز داشت. فیلم North Country زنی را نشان میده (شارلیز ترون) که نمی خواهد مورد سوء استفاده قرار بگیرد و از کارفرمایش شکایت می کند و درنهایت پیروز میدان می شود. فیلم Closer در مورد دو زن کاملا متفاوته.(ناتالی پورتمن و جولیا رابرتس) یکی در یک کاباره کار می کند و دیگری عکاس است و نمایشگاه برپا می کند و نوع ارتباط این دو نفر با مردهای زندگی شان که یه جورایی به هم گره خورده است.داستان بقیه را حال ندارم بنویسم ولی اسماشون : Monster و Heads in the clouds با بازی ترون. لبخند مونالیزا با بازی جولیا رابرتس. ضمنا اگه از فیلمهای موزیکال خوشتون میاد توصیه می کنم Sweeny Todd رو حتما ببینید . قتل در همون فضاهای همیشه فانتزی تیم برتون.

آمار بازدید کنندگان